مطالب
جستجو
فروشگاه
  • Your Cart Is Empty!
تحلیل ها
در دومین هفته از فصل جاری بوندس لیگا بایرن در حالی در زمین برمن به میدان رفت که بر خلاف بازی هفته نخست اینبار در خط حمله با دو وینگر (روبن و ریبری) در راست و چپ و لواندوفسکی در نوک بازی میکرد. خط هافبک نیز با سه هافبک متمرکز (ویدال در مرکز و تولیسو و تیاگو به عنوان دو بازوی راست و چپ او) بسته شده بود و با چهار مدافع سیستم ۳-۳-۴ را تشکیل داده بود. در نوشته های پیشین اشاره شد که برنامه امسال آنچلوتی به کارگیری هر دو روش وینگر محور و بدون وینگر است و تیم تا به اینجا نشان داده که توان تغییر سیستم را دارد. به این ترتیب با پیش بینی اینکه برمن برای یک بازی دفاعی و فشرده به زمین می آید، تاکتیک تیم بهره گیری از کانالهای کناری به وسیله وینگرها و با کمک دو هافبک بازو و دو دفاع کنار برای نفوذ به فضای پشت سر بک های کناری برمن و دادن پاسهای عرضی و کات بک بود. اما در این میان نیمکت نشین کردن سباستین رودی و توماس مولر که در بازی هفته نخست و سوپرکاپ عملکرد خوبی داشتند و نود دقیقه بازی دادن به تیاگو که به تازگی از مصدومیت برگشته به نظر منطقی نمیرسید. هر چند درباره مولر توضیحاتی پیرامون تاکتیکی بودن نیمکت نشینی اش داده شده اما نبود رودی همچنان پرسش برانگیز است. حتی اگر اینکار بر اساس سیستم چرخشی و برای تقسیم انرژی هم انجام شده باشد هفته دوم برای آن بسیار زود است. چنانکه در زمین نیز نبود هافبکی با ویژگیهای او به ویژه در نیمه اول حس شد و ویدال به عنوان هافبک باکس تو باکس ( و نه هافبک دفاعی کنترل کننده) در مرکز زمین به تنهایی وظیفه بسیار سنگینی داشت و فضای پشت سر او معمولا خالی بود و برمن که تنها برنامه اش برای نزدیک شدن به دروازه بایرن ضدحمله های سریع و هماهنگ با همکاری سیلاسی و بارتلز بود از این فضا بهره میبرد.
نیمکت نشین کردن سباستین رودی و توماس مولر که در بازی هفته نخست و سوپرکاپ عملکرد خوبی داشتند و نود دقیقه بازی دادن به تیاگو که به تازگی از مصدومیت برگشته به نظر منطقی نمیرسید.
در نیمه دوم برای کاهش فاصله خطوط تولیسو در کنار ویدال در مرکز قرار گرفت و تیاگو جلوتر از آنها بازی میکرد تا سیستم به ۱-۳-۲-۴ تغییر پیدا کند. با اینکار بایرن توانست از فضای طولی هم بهره بگیرد و به عرض زمین بسنده نکند و در نتیجه پاسهای کارسازتر و سریعتری داده میشد و روند حرکتی تیم پویاتر و برش دار تر شده بود که سرانجام در دقیقه هفتاد و دوم توانست سدهای دفاعی برمن را بشکند. پس از گل با ورود مولر و قرارگیری او در کنار لواندوفسکی و فرستادن تولیسو و کومان ( که جانشین روبن شده بود) به هافبکهای کناری، سیستم به ۲-۴-۴ تغییر کرد. مولر برای نشان دادن تاثیر خود تنها دو دقیقه زمان نیاز داشت. حرکت بدون توپ او روی گل دوم که سانه بهترین مدافع برمن را با خود برد و فضا را برای لواندوفسکی باز کرد نقش بسزایی در به ثمر رسیدن گل دوم داشت. اینجا بود که مولر تفاوتهای خود را به عنوان ستاره ای که از فکر و هوش خود هم بهره میگیرد با بازیکنانی که تنها به تکنیک خود متکی هستند نشان داد. نقطه عطف دیگر بازی ورود سباستین رودی در پنج دقیقه به پایان بود که در همان زمان کوتاه میشد تاثیر او را در روان تر بازی کردن خط هافبک و پوشش فضای پشت سر هافبکها دید. در بخش دفاعی هر چند خط دفاع بایرن زیر فشار قرار نگرفت اما روی ضدحمله های سریع حریف هوشیارانه واکنش نشان داد. بهبود آمادگی هوملس و آلابا و بازی بهتر آنها نسبت به هفته های گذشته هم امیدوارکننده بود. پی نوشت: روی کرنرها و ایستگاهی ها به خوبی کار شده و تک تک آنها روی دروازه حریف خطرساز میشوند و بخش چشمگیری از گلهای بایرن از این راه زده میشود که تاثیر کار آنچلوتی و از ویژگیهای تیمهای اوست. نویسنده: کیوان – ف
۰

تحلیل ها
با انجام قرعه کشی گروههای لیگ قهرمانان در فصل ۱۸-۲۰۱۷ بایرن در گروهی نه خیلی دشوار و نه خیلی ساده و بی دردسر قرار گرفت. همگروهی با پاری سن ژرمن، اندرلخت و سلتیک در مقایسه با سایر گروهها قرعه ای میانه به شمار میرود. روشن است که همه نگاهها دراین گروه به رویارویی بایرن و پاری سن ژرمن دوخته میشود. تیم پاریسی که با خرید جنجالی نیمار سر و صدای فراوانی به پا کرد و اکنون زمزمه خرید امباپه هم از آن به گوش میرسد در فصل پیش رو بسیار مورد توجه خواهد بود و در این گروه بیشتر از بایرن روی آن مانور خبری میشود. برای بایرن گروه امسال تازگی دارد و به هیچ وجه تکراری نیست. به ویژه بازی با پاری سن ژرمن جذاب و پرهیجان خواهد بود.
کارلو آنچلوتی که خود پیشینه کار با پاریس را داشته و آنها را به قهرمانی لوشامپیونه هم رسانده به خوبی از ویژگیهای این تیم آگاه است و آنالیز تیم پاریسی برای او کار دشواری نیست. اما برگزاری بازی رفت در زمین پاریس و بازی برگشت در روز پایانی در مونیخ به سود بایرن نیست.
پاریسی ها از زمان آمدن مالک جدیدشان هر سال با هزینه های فراوان تلاش کرده اند که در میان تیمهای پایانی قرار گیرند اما هر بار به شکلی ناکام مانده اند. گاه کم تجربگی در برابر تیمهای باسابقه و گاه مانند فصل گذشته داوری پرسش برانگیز راه آنها را بسته است. آنها دارای خط حمله ای آتشین هستند که حتی پیش از آمدن نیمار هم بسیار زهردار بود و با افزوده شدن او بیش از پیش زهردار و گزنده شده است. اما در دفاع هنوز شکننده هستند و بالانس لازم برای یک مدعی قهرمانی میان دفاع و حمله آنها کامل نشده است. کارلو آنچلوتی که خود پیشینه کار با پاریس را داشته و آنها را به قهرمانی لوشامپیونه هم رسانده به خوبی از ویژگیهای این تیم آگاه است و آنالیز تیم پاریسی برای او کار دشواری نیست. اما برگزاری بازی رفت در زمین پاریس و بازی برگشت در روز پایانی در مونیخ به سود بایرن نیست. چون در صورت شکست در بازی رفت (که به هر حال امکان آن هست) تیم تا پایان بازیهای گروهی زیر فشار قرار میگیرد آنهم در شرایطی که دو بازی نخست دور برگشت در زمین حریفان است. سال گذشته هم پس از شکست یک بر صفر در زمین آتلتیکو چنین فشاری روی تیم وارد شد. اما برگ برنده بایرن در برابر پاریس یکدست تر بودن تیم در پستهای مختلف و همچنین تجربه بین المللی بیشتر است. در حاشیه این بازی نیز رویارویی کوین تراپ با همبازیانش در تیم ملی آلمان و زمزمه های شنیده شده درباره تمایل بایرن به خرید دراکسلر از پاری سن ژرمن جالب هستند. اندرلخت دیگر همگروه بایرن هم از تیمهایی است که با توجه به رشد فوتبال بلژیک در سالهای اخیر و ظهور پدیده های پرشمار بلژیکی نباید آنرا دست کم گرفت. هر چند به نظر نمیرسد دردسرساز باشد. و اما سلتیک تیم همیشه سرسخت اسکاتلندی که فوتبال کلاسیک آن سرزمینها را دنبال میکند. اسکاتلندیها در کل هیچگاه برای آلمانیها حریفان دست و پا بسته ای نبوده اند اما اختلاف سطح دو باشگاه بایرن و سلتیک چشمگیر است و گمان نمیرود آنها هم بتوانند صعود بایرن را به چالش بکشند. نویسنده: کیوان – ف
۰

اخبار بایرن
هفته دوم از فصل تازه بوندس لیگا در حالی پیگیری میشود که درهفته نخست بایرنیها نشان دادند همچنان به یکه تازی و تداوم قهرمانیهای پی در پی میاندیشند و با بازگشت مصدومان در هفته های آینده اقتدار بیشتری هم خواهند داشت. اما بی‌گمان جذاب ترین سکانس بازی دوم برای هواداران بایرن بازگشت مانوئل نویر دروازه بان اسطوره ای خواهد بود. مانو که در لیگ قهرمانان با وجود آسیب دیدگی برای بایرن بازی کرد و چند بازی پایانی فصل گذشته و همه دیدارهای آماده سازی این فصل و بازی سوپرکاپ آلمان را از دست داد اکنون و در آستانه دومین بازی فصل میداند که هواداران بیصبرانه در انتظار دیدن دوباره درخشش او در دروازه بایرن هستند. به ویژه اینکه در خط دفاع هوملس و آلابا هنوز در آمادگی کامل نیستند و بودن نویر نگرانیها را کاهش میدهد. پس از پیروزی در سوپرکاپ و هفته اول بوندس لیگا، برد در این بازی میتواند برای بایرن گام مهمی در راه رسیدن به یک روند با ثبات و به دور از افت و خیز باشد.
این بازی میتواند برای بایرن گام مهمی در راه رسیدن به یک روند با ثبات و به دور از افت و خیز باشد.
در ان سوی میدان وردربرمن با یکی از سخت ترین قرعه ها در دو هفته نخست روبرو شده است. بازی در زمین هوفنهایم مدعی و سپس رویارویی با بایرن نزد خوشبین ترین هواداران این تیم هم انتظار بالایی پدید نمیاورد. برمن که در تاریخ بوندس لیگا همواره از تیمهای مطرح بوده در چند سال اخیر از جایگاه خود دور شده و حتی فصل گذشته در آستانه سقوط به دسته پایین تر بود که به طرز شگفت انگیزی به وسیله الکس نوری نجات پیدا کرد. او با دانش و انگیزه خود بار دیگر امیدها را در این باشگاه زنده کرده اما روشن است که در کوتاه مدت نمیتوان از تیم او انتظار اوج گیری و بازگشت به جرگه تیمهای ممتاز بوندس لیگا را داشت. شاید در برابر بایرن تنها انتظار بازی خوب از آنها برود اما با توجه به میزبانی نگاهی هم به خنثی کردن تاکتیکهای بایرن و به دست آوردن امتیاز خواهند داشت. نویسنده: کیوان – ف
۰

تحلیل ها
با نزدیک شدن به پایان دوران روبن و ریبری در بایرن بحث جایگزینی آنها چه از راه جذب وینگر و چه از راه تغییر سیستم بسیار داغ شده است و هر یک از دو نظریه طرفداران خود را دارند. طرفداران ایده یافتن جانشین برای روبری بازی بدون وینگر در فوتبال امروز را از نظر کارایی دارای ریسک و احتمال پایین آمدن کیفیت میدانند. از سویی هم با توجه به اینکه شاید تا سالها وینگرهایی در این سطح یافت نشوند یا در بازار آشفته نقل و انتقالات قیمتهای کاذب داشته باشند، روی آوردن به سیستمهای بدون وینگر موافقانی دارد.
از آنجاییکه کارلتو در میلان هم با دو روش ۳-۳-۴ و ۲-۱-۳-۴ بازی میکرد و با توجه به ویژگیها و سبک بازی ستاره هایی مانند مولر و خامس که میتوان با به کارگیری آنها تنوع سیستم را در تیم پیاده کرد
در این میان به نظر میرسد کارلو آنچلوتی با در نظر گرفتن هر دو سوی جریان، راه سومی را در پیش گرفته است. او از یک سو میداند که تواناییهای روبن و ریبری را نمیتوان نادیده گرفت و از آن بهره نبرد به ویژه اینکه احتمالا سال پایانی آنها در بایرن است و انگیزه های فراوانی برای خداحافظی همراه با دست یافتن به افتخاری دیگر دارند. از سوی دیگر هم امکان آسیب دیدگی و نبود آنها در بسیاری از دیدارها هست و جانشین هم سطحی هم در تیم وجود ندارد و باید بدون وابستگی شدید به این دو ستاره بازی کرد. بنابراین در هر دو بازی رسمی که تا به اینجا انجام داده (سوپر کاپ برابر دورتموند و بازی با لورکوزن در بوندس لیگا) با بردن تولیسو به سمت راست خط هافبک و به کارگیری مولر در پست فوروارد مکمل در کنار لواندوفسکی و جابجایی های ریبری میان دو پست هافبک چپ و وینگر چپ نوعی ۲-۴-۴ شناور را در زمین پیاده کرده سپس در نیمه های دوم با آوردن کومان به جای مولر در برابر دورتموند و ورود روبن به جای مولر در برابر لورکوزن بازی را با دو وینگر دنبال کرده است. از آنجاییکه کارلتو در میلان هم با دو روش ۳-۳-۴ و ۲-۱-۳-۴ بازی میکرد و با توجه به ویژگیها و سبک بازی ستاره هایی مانند مولر و خامس که میتوان با به کارگیری آنها تنوع سیستم را در تیم پیاده کرد، به نظر میرسد در این فصل بایرن بسته به شرایط هر بازی و تاکتیک مورد نظر از هر دو ساختار بدون وینگر در قالب سیستمهای ۲-۴-۴ یا ۲-۱-۳-۴ و وینگر محور در قالب سیستمهای ۳-۳-۴ و یا ۱-۳-۲-۴ بهره بگیرد و حتی در بسیاری از بازیها به مانند دو بازی یاد شده در نیمه دوم تغییر سیستم دهد که این استراتژی میتواند کمک بزرگی برای به کارگیری همه پتانسیل تیم باشد. نویسنده: کیوان . ف
۰

تحلیل ها
از آنجاییکه بایرن در سه چهار سال اخیر درگیر بازی مالکانه بوده و به تازگی بحث ماندن یا برون رفت از این مدل در میان هواداران مطرح شده به نکاتی درباره این سبک میپردازم. نخست به یاد داشته باشیم که مدلی که “مالکانه” یا “تیکی تاکا” خوانده میشود به معنی هر نوع بازی هجومی و مسلط بر توپ نیست. ممکن است تیمی به دلیل برتری یا به دلیل ساختار تیم یا ویژگیهای بازیکنها بازی با مالکیت بالا و حفظ توپ انجام دهد اما سرعت دادن به بازی با کمترین ضربه ممکن به توپ و یا استفاده از ضدحمله در زمانهای مناسب را هم در دستور داشته باشد (مانند تیم ملی آلمان) اما در آنچه که به نام بازی مالکانه شناخته شده اساس کار بر دادن پاسهای کوتاه پرشمار با صرف زمان تا رسیدن به دروازه است. در این راستا چند چالش پیش روی تیم است که میتواند این سبک را به بن بست بکشاند: ۱- مالکیت به جای تاکتیک: در فوتبال مواردی مانند مالکیت توپ، سرعت دادن به بازی، بازی تاخیری‌ و … استراتژی تیمها هستند که ابزاری برای رسیدن به هدف یعنی اجرای بهتر تاکتیک هستند و مواردی مانند پیشروی از کناره ها، پاسهای تو در، بهره گیری از گوشها و… تاکتیک به شمار میروند. در مدل مالکانه یا تیکی تاکا اصل بر این است که آنقدر پاس کوتاه در یک سوم حریف داده شود تا روزنه ای برای دادن پاس آخر و رسیدن به دروازه باز شود یعنی استراتژی (مالکیت توپ) جای تاکتیک را هم میگیرد و دیگر ابزار رسیدن به هدف نیست بلکه مالکیت توپ خود تبدیل به هدف میشود. در چنین شرایطی برای زمانهایی که راهها بسته است برنامه ای برای گذر از سد های دفاعی پیش بینی نشده. ۲- فشردگی بازی: برای اجرای این مدل بازی نیاز به بازیکنان پرشمار در یک سوم هجومی و پشت هجده حریف است و طبیعی است که تیم روبرو هم با بازیکنان پرشمار دفاع میکند در نتیجه تراکم بسیار بالایی از بازیکنان خودی و حریف در آن زون پدید میاید که فضا را بسته تر و راه یافتن به دروازه را زمان بر تر و سخت تر میکند. ۳- دادن فضای ضدحمله به حریف: برای فراهم کردن برتری عددی و تعداد بازیکن مورد نیاز برای پاسکاریها چاره ای جز جلو کشیدن همه هافبکها و کاهش مهره های دفاعی نیست به این ترتیب پست هافبک دفاعی تخصصی حذف میشود و مدافعان هم برای کاهش فاصله میان خطوط تا نیمه حریف جلو میکشند که اینکار در زمان از دست دادن توپ فضای ایده آل ضدحمله را به حریف میدهد به ویژه اینکه خط نیمه بهترین جا برای گریز از آفساید برای آنهاست چون تا خط نیمه شامل آفساید نمیشود. ۴- نوع پرسینگ: از آنجا که در این مدل بر مالکیت هر چه بیشتر توپ پافشاری میشود باید باز پس گیری توپ در همان یک سوم حریف انجام شود و برای اینکار روش سراوندینگ یا دوره کردن برای پرس بر بازیکن دارای توپ حریف به کار گرفته میشود به این ترتیب که چهار پنج بازیکن خودی پیرامون بازیکن حریف را میگیرند تا توپ را از چنگ او دربیاورند. در این حالت یکی دو بازیکن حریف میتوانند با پشتیبانی از یار دارای توپ و بردن بازی به سمت دیگر، چهار پنج بازیکن تیم مالکانه را از جریان بازی کنار گذاشته و از فضای ضدحمله ای که پیشتر اشاره شد بیشترین بهره را ببرند. ۵- سرعت تیمی: در فوتبال امروز سرعت در کار گروهی بسیار مهم تر از سرعت فردی است. در مدل مالکانه انتقال از فاز دفاع به حمله و رسیدن به مرحله موقعیت سازی به دلیل پاسهای پرشماری که داده میشود زمان زیادی را میگیرد و روند کار تیمی را از سرعت میندازد بنابراین تیم روبرو زمان و تمرکز کافی برای یارگیری و بستن راهها را دارد. چالشهای بازی مالکانه – بخش دوم در بخش نخست به بررسی کاستیهایی پرداختیم که نشان میدادند در ایده تیکی تاکا یا مالکانه پیش بینی برخی مسائل مهم صورت نگرفته یا آنچنان که باید به آن پرداخته نشده و سبب شده که این مدل بازی دارای پویایی و ثبات مورد انتظار از یک سبک نو نباشد. اما مربیانی مانند یواخیم لو و کلوپ با بهره گیری از دانش و هوش خود توانسته اند ورژن تازه ای از این سبک را ارائه کنند که به نوعی “باگ” های موجود در بازی مالکانه را برطرف کرده و سبک نوین و کارآمدتری پدید آورده اند. به عنوان مثال لوو در تیم ملی آلمان معمولا با در اختیار داشتن توپ و ایجاد کمربند هجومی در نیمه حریف بازی میکند و زنجیره های پاسکاری تشکیل میدهد اما در زمانهایی که تیمش روی حمله حریف توپ را باز پس میگیرد دلیلی نمی بیند که انتقال از فاز دفاع به حمله را با دادن پاسهای پرشمار و وقت گیر پشت سر بگذارد و تیم او بارها با دادن سه چهار پاس به دروازه حریف نزدیک میشود. همچنین کار پرسینگ در تیم آلمان معمولا از نیمه زمین و یک سوم میانی انجام میشود که در صورت به دست آوردن توپ فضای بیشتری دراختیار بازیسازهای تیم قرار میگیرد. لوو توانسته چالش بزرگ را پشت سر بگذارد و در تیم او مالکیت توپ ابزاری برای اجرای تاکتیک است ( بر خلاف تیمهایی مثل بارسلونا که خود مالکیت تبدیل به تاکتیک شده). تیم لوو چنان تاکتیکی و با برنامه است که در نبود همه مهره های اصلی هم همان کیفیت را ارائه میکند. درباره کلوپ داستان کمی پیچیده تر است. تیمهای او هم ورژنی از فوتبال مالکانه را بازی میکنند که توتال فوتبال سمفونیک هلندی دهه هفتاد میلادی (همه تیم رو به جلو در حمله و همه تیم رو به عقب در دفاع) را با همکاریهای سه و چهار نفره دهه نود در هم آمیخته و سبکی پدید آورده که ضمن انجام بازیهای شاداب و خلاقانه برای هر حرکت و هر لحظه هم دارای برنامه و تاکتیک تمرین شده است. در تیمهای او کار گروهی و اجرای تاکتیکها بسیار سریع انجام میشود یعنی یکی از ضعفهای بزرگ فوتبال مالکانه را به نقطه قوت تبدیل کرده است. اینگونه بود که دورتموند او چیزی فراتر از فوتبال به نمایش میگذاشت و تنها تیمی در جهان بود که توانست با بایرن افسانه ای هاینکس رقابت کند. لیورپول او هنوز برای رسیدن به آن سطح زمان نیاز دارد. اکنون باید دید آیا بایرن هم با کارلتو در فصل پیش رو نسخه به روز شده و بهبود یافته ای از بازی مالکانه را در دستور کار قرار میدهد یا قید بازی مالکانه را زده و به روش یوونتوس و آتلتیکو و تا حدی رئال مادرید ترجیح میدهد به جای داشتن توپ، فضا برای نفوذ و ضد حمله را در اختیار داشته باشد. نویسنده: کیوان . ف
۰

تحلیل ها
با ششمین قهرمانی بایرن مونیخ در سوپر جام به پایان رسید تا شاگردان کارلتو با کسب جام به استقبال فصل جدید بروند.این دیدار علاوه بر کسب جام جنبه های مثبت دیگری نیز برای بایرن به همراه داشت.چیزی که به وضوح در دیدار سوپر جام مشاهده شد پیشرفت نسبی بایرن از لحاظ تاکتیکی بود.هرچند که بایرن در دقایقی از بازی فاقد کیفیت لازم بود اما در مقایسه با چند دیدار گذشته ی خود به مراتب بهتر و با برنامه تر دیده میشد.انجلوتی تغییراتی را درسبک بازی بایرن ایجاد کرده بود و پست بازی تعدادی از بازیکنان نظیر تولیسو،رافینیا،کیمیچ و حتی مولر را هم تغییر داده بود که اتفاقا این تغییرات بسیار خوب هم جواب داد.حضور تولیسو و کیمیچ در سمت راست و جابه جایی های بین این دو،سمت راست بایرن را در کارهای دفاعی تقویت کرد و فشار مناسبی در حملات به سمت چپ دفاعی دورتمند وارد میکرد که اتفاقا هر دو گل بایرن نیز از این منطقه بدست امد.همچنین حضور مولر به عنوان مهاجم دوم علاوه بر اینکه خود مولر را در موقعیت های مناسب گلزنی قرار میداد موجبات ازادی عمل بیشتر لوا را نیز فراهم میکرد و دیگر در این دیدار شاهد حضور تنها و بی اثر لوا در خط حمله نبودیم.اما تنها نقطه ی قابل بحث بایرن که باید انجلوتی برای ان فکر اساسی کند ترکیب دفاع میانی بایرن خواهد بود جایی که زوج هوملس و مارتینز فاقد سرعت کافی میباشند و کمی دفاع بایرن را کند میکند.مارتینز که در سالهای گذشته یکی از بهترین هافبک های دفاعی اروپا محسوب میشد و حتی نقش مهمی در سه گانه ی بایرن داشت قبلا هم نشان داده بود که گزینه ی مناسبی در پست دفاع میانی محسوب نمیشود.سرعت کم او در یک چهارم لیگ قهرمانان فصل گذشته برابر ریال مادرید منجر به دو اخطار پشت هم و اخراجش از بازی شد.همچنین در دیدارهای پیش فصل هم سرعت کم او به وضوح و اشکارا در ضد حملات پاشنه آشیل بایرن محسوب میشد.مارتینز در دیدار سوپرجام نیز بازی بی نقصی انجام نداد و در به ثمر رسیدن گل اول دورتمند نقش مهی داشت.حضور او در خط دفاعی، بازی های ژاوی الونسو در پست دفاع مرکزی در زمان حضور گواردیولا را تداعی میکند .بازی هایی نظیر بازی با پورتو در دراگایو که او زوج دانته را در دفاع تشکیل میداد.حال باید دید ایا کارلو بازهم مارتینز را در دفاع وسط قرار میدهد؟ ایا با اماده شدن بواتنگ و زوله بازهم کارلتو زوج هوملس و مارتینز را ترجیح میدهد؟ ایا بواتنگ یا زوله گزینه های بهتری برای همراهی هوملس نیستند؟ ایا مارتینز در خط هافبک و در پست تخصصی کارآیی بیشتری نخواهد داشت؟ باید منتظر ماند و دید که کارلتو در نهایت چه زوجی را در دفاع مرکزی ترجیح میدهد

محمد معین ملکی
۰