مطالب
جستجو
فروشگاه
  • Your Cart Is Empty!
تحلیل ها
با نزدیک شدن به پایان دوران روبن و ریبری در بایرن بحث جایگزینی آنها چه از راه جذب وینگر و چه از راه تغییر سیستم بسیار داغ شده است و هر یک از دو نظریه طرفداران خود را دارند. طرفداران ایده یافتن جانشین برای روبری بازی بدون وینگر در فوتبال امروز را از نظر کارایی دارای ریسک و احتمال پایین آمدن کیفیت میدانند. از سویی هم با توجه به اینکه شاید تا سالها وینگرهایی در این سطح یافت نشوند یا در بازار آشفته نقل و انتقالات قیمتهای کاذب داشته باشند، روی آوردن به سیستمهای بدون وینگر موافقانی دارد.
از آنجاییکه کارلتو در میلان هم با دو روش ۳-۳-۴ و ۲-۱-۳-۴ بازی میکرد و با توجه به ویژگیها و سبک بازی ستاره هایی مانند مولر و خامس که میتوان با به کارگیری آنها تنوع سیستم را در تیم پیاده کرد
در این میان به نظر میرسد کارلو آنچلوتی با در نظر گرفتن هر دو سوی جریان، راه سومی را در پیش گرفته است. او از یک سو میداند که تواناییهای روبن و ریبری را نمیتوان نادیده گرفت و از آن بهره نبرد به ویژه اینکه احتمالا سال پایانی آنها در بایرن است و انگیزه های فراوانی برای خداحافظی همراه با دست یافتن به افتخاری دیگر دارند. از سوی دیگر هم امکان آسیب دیدگی و نبود آنها در بسیاری از دیدارها هست و جانشین هم سطحی هم در تیم وجود ندارد و باید بدون وابستگی شدید به این دو ستاره بازی کرد. بنابراین در هر دو بازی رسمی که تا به اینجا انجام داده (سوپر کاپ برابر دورتموند و بازی با لورکوزن در بوندس لیگا) با بردن تولیسو به سمت راست خط هافبک و به کارگیری مولر در پست فوروارد مکمل در کنار لواندوفسکی و جابجایی های ریبری میان دو پست هافبک چپ و وینگر چپ نوعی ۲-۴-۴ شناور را در زمین پیاده کرده سپس در نیمه های دوم با آوردن کومان به جای مولر در برابر دورتموند و ورود روبن به جای مولر در برابر لورکوزن بازی را با دو وینگر دنبال کرده است. از آنجاییکه کارلتو در میلان هم با دو روش ۳-۳-۴ و ۲-۱-۳-۴ بازی میکرد و با توجه به ویژگیها و سبک بازی ستاره هایی مانند مولر و خامس که میتوان با به کارگیری آنها تنوع سیستم را در تیم پیاده کرد، به نظر میرسد در این فصل بایرن بسته به شرایط هر بازی و تاکتیک مورد نظر از هر دو ساختار بدون وینگر در قالب سیستمهای ۲-۴-۴ یا ۲-۱-۳-۴ و وینگر محور در قالب سیستمهای ۳-۳-۴ و یا ۱-۳-۲-۴ بهره بگیرد و حتی در بسیاری از بازیها به مانند دو بازی یاد شده در نیمه دوم تغییر سیستم دهد که این استراتژی میتواند کمک بزرگی برای به کارگیری همه پتانسیل تیم باشد. نویسنده: کیوان . ف
۰

اخبار بایرن
در چند روز اخیر شاهد لینک شدن گرت بیل و دراکسلر به بایرن مونیخ در صفحات مجازی هستیم.شایعات در مورد بیل از زمانی قوت گرفته است که فلورنتیتو پرز اعلام کرد: که هر باشگاهی با پرداخت نود میلیون یورو میتواند بیل را جذب کند.همچنین از پاریس خبر میرسد که اونای امری سرمربی پاریسی ها عذر دراکسلر را خواسته و او را در اختیار باشگاه قرار داده است.حال در صفحات مجازی اعلام میشود که هر دو بازیکن در رادار بایرن قرار دارند ،هر چند که تا این لحظه هیچ خبر رسمی در این مورد منتشر نشده است.شاید کمتر کسی باشد که از دغدغه ی مونیخی ها برای جایگزینی روبن و ریبری در سالهای اینده بی اطلاع باشد.دغدغه ای که اتفاقا یکی از بزرگترین چالش های فنی این تیم مونیخی نیز محسوب میشود.بایرنی ها در این یکی دو سال اخیر سعی در پر کردن جای این دو بازیکن داشتند و اتفاقا بازیکنانی نظیر داگلاس کاستا،کومان و خامس نیز جذب کردند.اما عملکرد ضعیف داگلاس کاستا در دومین سال حضور او در بایرن سران بایرن را مجاب به فروش این بازیکن کرد.از سوی دیگر هم سطح نمایش کومان در دو فصل اخیر نیز با روبن و ریبری اختلافی فاحش دارد و نمیتوان او را جایگزین مناسبی برای ریبری در نظر گرفت.خامس نیز که به تازگی به بایرن پیوسته در گذشته نشان داده که وینگر تخصصی محسوب نمیشود و توانایی اصلی او بازی در پست ده می باشد.حال باید دید که بایرنی ها چقدر برای خرید گرت بیل و دراکسلر یا حتی یکی از این دو بازیکن مصمم هستند.بی شک این دو بازیکن میتوانند گزینه های مناسبی برای بایرن به شمار ایند / محمد معین ملکی
۰

اخبار بایرن
دو تیم بایرن مونیخ و لورکوزن در حالی در بازی آغازین این فصل از بوندس لیگا رو در روی هم قرار میگیرند که هر یک رویاها و دلمشغولیهای متفاوتی دارند. بایرن با جذب چند مهره امیدوارکننده با دست پرتری نسبت به فصل گذشته پا به میدان میگذارد و انتظار میرود که گام نخست را مطمئن و محکم بردارد تا دورخیز خود را برای یک قهرمانی دیگر بوندس لیگا و درخشش در لیگ قهرمانان انجام دهد. هر چند که شاید در هفته های ابتدایی هنوز آمادگی و هماهنگی صد در صد را نداشته باشد. به ویژه اینکه ستاره هایی چون نویر، روبن، بواتنگ، مارتینز، آلابا و خامس رودریگز در بند مصدومیت بوده اند و به تدریج به میدان برمیگردند. از سویی بحث تغییر سیستم و کاهش اتکا به وینگرها هم مطرح است که خود در صورت انجام نیاز به زمان دارد.
از بحثهای فنی که بگذریم جالب ترین داستان میان دو باشگاه رویکرد رودی فولر است که از زمانیکه مدیریت لورکوزن را در دست گرفته به بایرن بازیکن نمیدهد و به چشم یغماگر ستاره های بوندس لیگا به آن نگاه میکند!
اما در آن سوی میدان لورکوزن ایستاده است که در دو دهه اخیر بسیار پر فراز و نشیب بوده و ظرف چند سال از افتخار فینال لیگ قهرمانان تا تبدیل شدن به یک تیم میانه جدولی بوندس لیگا را تجربه کرده سپس با یوپ هاینکس بزرگ بار دیگر به روزهای خوب بازگشته و در حد واندازه های یک مدعی نشان داده اما با گذشت چند سال از رنسانس هاینکس، باز هم اقتدار خود را از دست داده است. آنها امسال به سراغ مربی جوانی چون هایکو هرلیش رفته اند که هر چند در دوران بازیگری افتخار بازی برای مانشافت را داشته اما در آوردگاه مربیگری هنوز امتحانش را پس نداده و لورکوزن روی او ریسک کرده است. او امسال مسئولیت سنگینی دارد چرا که از تیم او با داشتن جوانهای با استعدادی چون بنجامین هنریکس، جاناتان تاه، کای هاورتز، جولیان برانت، کوین فولاند و مهره های شاخصی چون برادران بندر، برند لنو، وندل، خاویر هرناندز و… انتظاری بسیار فراتر از نمایش فصل گذشته میرود. از بحثهای فنی که بگذریم جالب ترین داستان میان دو باشگاه رویکرد رودی فولر است که از زمانیکه مدیریت لورکوزن را در دست گرفته به بایرن بازیکن نمیدهد و به چشم یغماگر ستاره های بوندس لیگا به آن نگاه میکند! اینگونه بوده که مهره هایی چون جولیان برانت به بایرن راه پیدا نکردند و آرتورو ویدال نیز با واسطه و پس از رفتن به یوونتوس به بایرن آمد! مجموعه این شرایط بازی جذابی را برای افتتاحیه این فصل از بوندس لیگا رقم زده اند. نویسنده: کیوان . ف نویسنده: کیوان . ف
۰

تحلیل ها
از آنجاییکه بایرن در سه چهار سال اخیر درگیر بازی مالکانه بوده و به تازگی بحث ماندن یا برون رفت از این مدل در میان هواداران مطرح شده به نکاتی درباره این سبک میپردازم. نخست به یاد داشته باشیم که مدلی که “مالکانه” یا “تیکی تاکا” خوانده میشود به معنی هر نوع بازی هجومی و مسلط بر توپ نیست. ممکن است تیمی به دلیل برتری یا به دلیل ساختار تیم یا ویژگیهای بازیکنها بازی با مالکیت بالا و حفظ توپ انجام دهد اما سرعت دادن به بازی با کمترین ضربه ممکن به توپ و یا استفاده از ضدحمله در زمانهای مناسب را هم در دستور داشته باشد (مانند تیم ملی آلمان) اما در آنچه که به نام بازی مالکانه شناخته شده اساس کار بر دادن پاسهای کوتاه پرشمار با صرف زمان تا رسیدن به دروازه است. در این راستا چند چالش پیش روی تیم است که میتواند این سبک را به بن بست بکشاند: ۱- مالکیت به جای تاکتیک: در فوتبال مواردی مانند مالکیت توپ، سرعت دادن به بازی، بازی تاخیری‌ و … استراتژی تیمها هستند که ابزاری برای رسیدن به هدف یعنی اجرای بهتر تاکتیک هستند و مواردی مانند پیشروی از کناره ها، پاسهای تو در، بهره گیری از گوشها و… تاکتیک به شمار میروند. در مدل مالکانه یا تیکی تاکا اصل بر این است که آنقدر پاس کوتاه در یک سوم حریف داده شود تا روزنه ای برای دادن پاس آخر و رسیدن به دروازه باز شود یعنی استراتژی (مالکیت توپ) جای تاکتیک را هم میگیرد و دیگر ابزار رسیدن به هدف نیست بلکه مالکیت توپ خود تبدیل به هدف میشود. در چنین شرایطی برای زمانهایی که راهها بسته است برنامه ای برای گذر از سد های دفاعی پیش بینی نشده. ۲- فشردگی بازی: برای اجرای این مدل بازی نیاز به بازیکنان پرشمار در یک سوم هجومی و پشت هجده حریف است و طبیعی است که تیم روبرو هم با بازیکنان پرشمار دفاع میکند در نتیجه تراکم بسیار بالایی از بازیکنان خودی و حریف در آن زون پدید میاید که فضا را بسته تر و راه یافتن به دروازه را زمان بر تر و سخت تر میکند. ۳- دادن فضای ضدحمله به حریف: برای فراهم کردن برتری عددی و تعداد بازیکن مورد نیاز برای پاسکاریها چاره ای جز جلو کشیدن همه هافبکها و کاهش مهره های دفاعی نیست به این ترتیب پست هافبک دفاعی تخصصی حذف میشود و مدافعان هم برای کاهش فاصله میان خطوط تا نیمه حریف جلو میکشند که اینکار در زمان از دست دادن توپ فضای ایده آل ضدحمله را به حریف میدهد به ویژه اینکه خط نیمه بهترین جا برای گریز از آفساید برای آنهاست چون تا خط نیمه شامل آفساید نمیشود. ۴- نوع پرسینگ: از آنجا که در این مدل بر مالکیت هر چه بیشتر توپ پافشاری میشود باید باز پس گیری توپ در همان یک سوم حریف انجام شود و برای اینکار روش سراوندینگ یا دوره کردن برای پرس بر بازیکن دارای توپ حریف به کار گرفته میشود به این ترتیب که چهار پنج بازیکن خودی پیرامون بازیکن حریف را میگیرند تا توپ را از چنگ او دربیاورند. در این حالت یکی دو بازیکن حریف میتوانند با پشتیبانی از یار دارای توپ و بردن بازی به سمت دیگر، چهار پنج بازیکن تیم مالکانه را از جریان بازی کنار گذاشته و از فضای ضدحمله ای که پیشتر اشاره شد بیشترین بهره را ببرند. ۵- سرعت تیمی: در فوتبال امروز سرعت در کار گروهی بسیار مهم تر از سرعت فردی است. در مدل مالکانه انتقال از فاز دفاع به حمله و رسیدن به مرحله موقعیت سازی به دلیل پاسهای پرشماری که داده میشود زمان زیادی را میگیرد و روند کار تیمی را از سرعت میندازد بنابراین تیم روبرو زمان و تمرکز کافی برای یارگیری و بستن راهها را دارد. چالشهای بازی مالکانه – بخش دوم در بخش نخست به بررسی کاستیهایی پرداختیم که نشان میدادند در ایده تیکی تاکا یا مالکانه پیش بینی برخی مسائل مهم صورت نگرفته یا آنچنان که باید به آن پرداخته نشده و سبب شده که این مدل بازی دارای پویایی و ثبات مورد انتظار از یک سبک نو نباشد. اما مربیانی مانند یواخیم لو و کلوپ با بهره گیری از دانش و هوش خود توانسته اند ورژن تازه ای از این سبک را ارائه کنند که به نوعی “باگ” های موجود در بازی مالکانه را برطرف کرده و سبک نوین و کارآمدتری پدید آورده اند. به عنوان مثال لوو در تیم ملی آلمان معمولا با در اختیار داشتن توپ و ایجاد کمربند هجومی در نیمه حریف بازی میکند و زنجیره های پاسکاری تشکیل میدهد اما در زمانهایی که تیمش روی حمله حریف توپ را باز پس میگیرد دلیلی نمی بیند که انتقال از فاز دفاع به حمله را با دادن پاسهای پرشمار و وقت گیر پشت سر بگذارد و تیم او بارها با دادن سه چهار پاس به دروازه حریف نزدیک میشود. همچنین کار پرسینگ در تیم آلمان معمولا از نیمه زمین و یک سوم میانی انجام میشود که در صورت به دست آوردن توپ فضای بیشتری دراختیار بازیسازهای تیم قرار میگیرد. لوو توانسته چالش بزرگ را پشت سر بگذارد و در تیم او مالکیت توپ ابزاری برای اجرای تاکتیک است ( بر خلاف تیمهایی مثل بارسلونا که خود مالکیت تبدیل به تاکتیک شده). تیم لوو چنان تاکتیکی و با برنامه است که در نبود همه مهره های اصلی هم همان کیفیت را ارائه میکند. درباره کلوپ داستان کمی پیچیده تر است. تیمهای او هم ورژنی از فوتبال مالکانه را بازی میکنند که توتال فوتبال سمفونیک هلندی دهه هفتاد میلادی (همه تیم رو به جلو در حمله و همه تیم رو به عقب در دفاع) را با همکاریهای سه و چهار نفره دهه نود در هم آمیخته و سبکی پدید آورده که ضمن انجام بازیهای شاداب و خلاقانه برای هر حرکت و هر لحظه هم دارای برنامه و تاکتیک تمرین شده است. در تیمهای او کار گروهی و اجرای تاکتیکها بسیار سریع انجام میشود یعنی یکی از ضعفهای بزرگ فوتبال مالکانه را به نقطه قوت تبدیل کرده است. اینگونه بود که دورتموند او چیزی فراتر از فوتبال به نمایش میگذاشت و تنها تیمی در جهان بود که توانست با بایرن افسانه ای هاینکس رقابت کند. لیورپول او هنوز برای رسیدن به آن سطح زمان نیاز دارد. اکنون باید دید آیا بایرن هم با کارلتو در فصل پیش رو نسخه به روز شده و بهبود یافته ای از بازی مالکانه را در دستور کار قرار میدهد یا قید بازی مالکانه را زده و به روش یوونتوس و آتلتیکو و تا حدی رئال مادرید ترجیح میدهد به جای داشتن توپ، فضا برای نفوذ و ضد حمله را در اختیار داشته باشد. نویسنده: کیوان . ف
۰

تحلیل ها
با ششمین قهرمانی بایرن مونیخ در سوپر جام به پایان رسید تا شاگردان کارلتو با کسب جام به استقبال فصل جدید بروند.این دیدار علاوه بر کسب جام جنبه های مثبت دیگری نیز برای بایرن به همراه داشت.چیزی که به وضوح در دیدار سوپر جام مشاهده شد پیشرفت نسبی بایرن از لحاظ تاکتیکی بود.هرچند که بایرن در دقایقی از بازی فاقد کیفیت لازم بود اما در مقایسه با چند دیدار گذشته ی خود به مراتب بهتر و با برنامه تر دیده میشد.انجلوتی تغییراتی را درسبک بازی بایرن ایجاد کرده بود و پست بازی تعدادی از بازیکنان نظیر تولیسو،رافینیا،کیمیچ و حتی مولر را هم تغییر داده بود که اتفاقا این تغییرات بسیار خوب هم جواب داد.حضور تولیسو و کیمیچ در سمت راست و جابه جایی های بین این دو،سمت راست بایرن را در کارهای دفاعی تقویت کرد و فشار مناسبی در حملات به سمت چپ دفاعی دورتمند وارد میکرد که اتفاقا هر دو گل بایرن نیز از این منطقه بدست امد.همچنین حضور مولر به عنوان مهاجم دوم علاوه بر اینکه خود مولر را در موقعیت های مناسب گلزنی قرار میداد موجبات ازادی عمل بیشتر لوا را نیز فراهم میکرد و دیگر در این دیدار شاهد حضور تنها و بی اثر لوا در خط حمله نبودیم.اما تنها نقطه ی قابل بحث بایرن که باید انجلوتی برای ان فکر اساسی کند ترکیب دفاع میانی بایرن خواهد بود جایی که زوج هوملس و مارتینز فاقد سرعت کافی میباشند و کمی دفاع بایرن را کند میکند.مارتینز که در سالهای گذشته یکی از بهترین هافبک های دفاعی اروپا محسوب میشد و حتی نقش مهمی در سه گانه ی بایرن داشت قبلا هم نشان داده بود که گزینه ی مناسبی در پست دفاع میانی محسوب نمیشود.سرعت کم او در یک چهارم لیگ قهرمانان فصل گذشته برابر ریال مادرید منجر به دو اخطار پشت هم و اخراجش از بازی شد.همچنین در دیدارهای پیش فصل هم سرعت کم او به وضوح و اشکارا در ضد حملات پاشنه آشیل بایرن محسوب میشد.مارتینز در دیدار سوپرجام نیز بازی بی نقصی انجام نداد و در به ثمر رسیدن گل اول دورتمند نقش مهی داشت.حضور او در خط دفاعی، بازی های ژاوی الونسو در پست دفاع مرکزی در زمان حضور گواردیولا را تداعی میکند .بازی هایی نظیر بازی با پورتو در دراگایو که او زوج دانته را در دفاع تشکیل میداد.حال باید دید ایا کارلو بازهم مارتینز را در دفاع وسط قرار میدهد؟ ایا با اماده شدن بواتنگ و زوله بازهم کارلتو زوج هوملس و مارتینز را ترجیح میدهد؟ ایا بواتنگ یا زوله گزینه های بهتری برای همراهی هوملس نیستند؟ ایا مارتینز در خط هافبک و در پست تخصصی کارآیی بیشتری نخواهد داشت؟ باید منتظر ماند و دید که کارلتو در نهایت چه زوجی را در دفاع مرکزی ترجیح میدهد

محمد معین ملکی
۰

تحلیل ها
با اینکه بایرن بازیهای پیش فصل را با وجود نداشتن روبن با همان سیستم ۱-۳-۲-۴ و به کارگیری کومان به جای روبن پشت سر گذاشت و به نظر میرسید نخستین بازی رسمی را هم به همین روش انجام دهد، اما چیدمان تیم در سوپرکاپ بر خلاف پیش بینی ها با چهار هافبک و دو فوروارد شکل گرفت.
کارلتو در این بازی سباستین رودی و ویدال را در مرکز قرار داده بود و تولیسو با توجه به اینکه هم ویژگیهای هجومی دارد و هم تجربه بازی در دفاع راست را داشته در پست هافبک راست به کار گرفته شده بود. ریبری هم در هافبک چپ بازی میکرد که در زمان حمله از سمت چپ به وینگر تبدیل میشد و ویدال فضای پشت سر او را کنترل میکرد. در خط حمله هم لوا فوروارد نوک بود و مولر آزاد بود که در سمت چپ یا راست او قرار بگیرد اما روی فرارهای ریبری از چپ، مولر برای توازن به سمت راست میرفت و سیستم به ۳-۳-۴ تبدیل میشد. او در پست فوروارد مکمل به شدت دفاع دورتموند و بورکی را آزار داد و هر بار حرکت کرد آنها را به دردسر انداخت.
ممکن است در طول فصل هم این سیستم یکی از سیستمهای بایرن باشد اما برای این بازی از آن جهت هوشمندانه بود که کارلتو میدانست خط دفاعش در نبود بواتنگ و آلابا شانسی برای مهار دمبله و اوبامیانگ ندارد بنابراین میخواست با این کمربند محکم میانی، خط هافبک دورتموند را از کار بیاندازد تا توپ به خط حمله آنها نرسد. این تاکتیک در نیمه نخست کار کرد و دمبله و اوبامیانگ بسیار کمرنگ بودند.
در نیمه دوم با تغییر روش دورتموند به پرس و سرعت دادن به بازی و آمدن روده که در راه انداختن بازی از دفاع به حمله مهارت دارد کنترل مرکز زمین تا حدی از دست بایرن بیرون آمد اما بازی حرفه ای هافبکها به ویژه رودی پس از دریافت گل دوم و پرهیز از بازی شتابزده باعث بازگشت بایرن به بازی و بهره گیری از فضای پشت مدافعان کناری دورتموند شد که ضربه ایستگاهی منجر به گل را به همراه داشت.
پیروزی در پنالتیها با توجه به پنالتیهای فراوانی که ستاره های بایرن در ماههای اخیر از دست داده اند میتواند زمینه ساز بازگشت روحیه و اعتماد به نفس به تیم باشد.
بازی سوپرکاپ نشان داد که با بازگشت مصدومان و کامل شدن تیم میتوان امیدوار بود که تیم به کیفیت مورد انتظار دست پیدا کند.

کیوان.ف
۰

NO OLD POSTSPage 2 of 2NEXT POSTS