تحلیل ها

یوپ هاینکس، نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی

چشم ها خبر را می دیدند و باور نمی کردند. “یوپ هاینکس سرمربی بایرن مونیخ شد” دو سال پیش میشد انتظار چنین بازگشتی داشت اما این روزها تنها یک رویا بود که ناگهان واقعی شد. گویا سرنوشت اینگونه رقم خورده که هرگاه بایرن در تنگنا و پریشانی قرار می گیرد سکان کشتی طوفان زده اش را به او می سپارد نخستین بار سال ۱۹۸۷ بود که هدایت بایرن ناکام دهه هشتاد را در دست گرفت و تا ۱۹۹۱ دو قهرمانی و دو نایب قهرمانی بوندسلیگا را برای آنها به ارمغان آورد و امید به بزرگی دوباره را به آن برگرداند. آن روزها آمدن و رفتن او اینگونه خاص نبود اما او هر جا که رفت اثرش را بخشید و با خود توانایی و امید برد. رئالی ها با او توانستند پس از سی سال بار دیگر طعم قهرمانی اروپا را بچشند. بیلبائو، شالکه و لورکوزن همگی تیم هایی بودند که او آنها را از تیم های معمولی یا افت کرده به تیم های مطرح تبدیل کرد. حتی تیم کوچک تنریف هم در دوره او توانست بزرگان اسپانیا را آزار دهد بهار سال ۲۰۰۹ به بایرن بحران زده آن روزها بازگشت. برای پنج بازی پایانی فصل و بایرنی که نه تنها قهرمان نمیشد بلکه سهمیه لیگ قهرمانانش هم در خطر بود. زمان بسیار کم بود اما یوپ کارش را استادانه انجام داد و با چهار برد و یک مساوی بیرون از خانه تیم را به جایگاه دوم رساند دو سال بعد بازگشتی دیگر در راه بود. باز هم تیم آشفته بود اما زمان بیشتری داشت. با وجود کارنامه پربارش منفی بافی درباره او زیاد میشد و نگاه ها ناامیدانه بود شاید چون بوق های تبلیغاتی پشت او نبودند. اما او ارزشهایش را در زمین فوتبال نشان داد نه روی وبسایت ها و روزنامه ها و هفته نامه ها. نخستین سه گانه تاریخ بایرن به دست آمد. اقتدار تیم او جهان را به تحسین واداشت یوپ هاینکس عنوان بهترین مربی سال جهان را به دست آورد و ثابت کرد همه چیز در گرو نام های دهان پرکن و تبلیغات نیست. به آنها که درکش را دارند نشان داد که چهره هایی که در بزرگنمایی های تبلیغاتی “مهار نشدنی” خوانده می شوند نه تنها اینگونه نیستند بلکه میتوان با دانش بزرگانی چون او چنان آنها را به زانو درآورد که چاره ای جز سکوت و سر پایین انداختن نیابند. چنانکه همتای او یواخیم لو نیز آنرا نشان داد اکنون هاینکس یک بار دیگر کارش را آغاز کرده و باور کنیم یا نکنیم یک فصل دیگر با بایرن است. باز هم تیم آشفته است و زمان تنگ. بازگرداندن آرامش به تیم برای او با آن منش دوست داشتنی اش آسان است اما چالش های بزرگتری پیش رو است. آنها که ستون های تیمش بوده اند رفته اند و بال های زهرآگینش پا به سن گذاشته اند. سنگربانش را هم به این زودی ها نخواهد داشت و نگرانیم که با این زمان اندک و از نیمه راه آمدن اگر نتیجه نگیرد اعتبار و چهره اسطوره ای او خدشه دار می شود اما این کار او خواه با پیروزی همراه باشد خواه نباشد ارزش و اعتبارش را بالاتر می برد. او فداکاری کرد و نشان داد که اعتبار و محبوبیتش را برای خودش نمی خواهد و آنجا که نیاز باشد آنرا هم برای یاری رساندن به بایرن هزینه می کند برای او همین که کمکی به بازگشت بایرن به هویت و مسیر خود کرده باشد کافی است حتی اگر افتخاری به کلکسیون افتخارات شخصی او افزوده نگردد و جانشینانش از آن بهره مند شوند نویسنده : کیوان-اف

نویسنده


Avatar