تحلیل ها

چالشهای بازی مالکانه

از آنجاییکه بایرن در سه چهار سال اخیر درگیر بازی مالکانه بوده و به تازگی بحث ماندن یا برون رفت از این مدل در میان هواداران مطرح شده به نکاتی درباره این سبک میپردازم. نخست به یاد داشته باشیم که مدلی که “مالکانه” یا “تیکی تاکا” خوانده میشود به معنی هر نوع بازی هجومی و مسلط بر توپ نیست. ممکن است تیمی به دلیل برتری یا به دلیل ساختار تیم یا ویژگیهای بازیکنها بازی با مالکیت بالا و حفظ توپ انجام دهد اما سرعت دادن به بازی با کمترین ضربه ممکن به توپ و یا استفاده از ضدحمله در زمانهای مناسب را هم در دستور داشته باشد (مانند تیم ملی آلمان) اما در آنچه که به نام بازی مالکانه شناخته شده اساس کار بر دادن پاسهای کوتاه پرشمار با صرف زمان تا رسیدن به دروازه است. در این راستا چند چالش پیش روی تیم است که میتواند این سبک را به بن بست بکشاند: ۱- مالکیت به جای تاکتیک: در فوتبال مواردی مانند مالکیت توپ، سرعت دادن به بازی، بازی تاخیری‌ و … استراتژی تیمها هستند که ابزاری برای رسیدن به هدف یعنی اجرای بهتر تاکتیک هستند و مواردی مانند پیشروی از کناره ها، پاسهای تو در، بهره گیری از گوشها و… تاکتیک به شمار میروند. در مدل مالکانه یا تیکی تاکا اصل بر این است که آنقدر پاس کوتاه در یک سوم حریف داده شود تا روزنه ای برای دادن پاس آخر و رسیدن به دروازه باز شود یعنی استراتژی (مالکیت توپ) جای تاکتیک را هم میگیرد و دیگر ابزار رسیدن به هدف نیست بلکه مالکیت توپ خود تبدیل به هدف میشود. در چنین شرایطی برای زمانهایی که راهها بسته است برنامه ای برای گذر از سد های دفاعی پیش بینی نشده. ۲- فشردگی بازی: برای اجرای این مدل بازی نیاز به بازیکنان پرشمار در یک سوم هجومی و پشت هجده حریف است و طبیعی است که تیم روبرو هم با بازیکنان پرشمار دفاع میکند در نتیجه تراکم بسیار بالایی از بازیکنان خودی و حریف در آن زون پدید میاید که فضا را بسته تر و راه یافتن به دروازه را زمان بر تر و سخت تر میکند. ۳- دادن فضای ضدحمله به حریف: برای فراهم کردن برتری عددی و تعداد بازیکن مورد نیاز برای پاسکاریها چاره ای جز جلو کشیدن همه هافبکها و کاهش مهره های دفاعی نیست به این ترتیب پست هافبک دفاعی تخصصی حذف میشود و مدافعان هم برای کاهش فاصله میان خطوط تا نیمه حریف جلو میکشند که اینکار در زمان از دست دادن توپ فضای ایده آل ضدحمله را به حریف میدهد به ویژه اینکه خط نیمه بهترین جا برای گریز از آفساید برای آنهاست چون تا خط نیمه شامل آفساید نمیشود. ۴- نوع پرسینگ: از آنجا که در این مدل بر مالکیت هر چه بیشتر توپ پافشاری میشود باید باز پس گیری توپ در همان یک سوم حریف انجام شود و برای اینکار روش سراوندینگ یا دوره کردن برای پرس بر بازیکن دارای توپ حریف به کار گرفته میشود به این ترتیب که چهار پنج بازیکن خودی پیرامون بازیکن حریف را میگیرند تا توپ را از چنگ او دربیاورند. در این حالت یکی دو بازیکن حریف میتوانند با پشتیبانی از یار دارای توپ و بردن بازی به سمت دیگر، چهار پنج بازیکن تیم مالکانه را از جریان بازی کنار گذاشته و از فضای ضدحمله ای که پیشتر اشاره شد بیشترین بهره را ببرند. ۵- سرعت تیمی: در فوتبال امروز سرعت در کار گروهی بسیار مهم تر از سرعت فردی است. در مدل مالکانه انتقال از فاز دفاع به حمله و رسیدن به مرحله موقعیت سازی به دلیل پاسهای پرشماری که داده میشود زمان زیادی را میگیرد و روند کار تیمی را از سرعت میندازد بنابراین تیم روبرو زمان و تمرکز کافی برای یارگیری و بستن راهها را دارد. چالشهای بازی مالکانه – بخش دوم در بخش نخست به بررسی کاستیهایی پرداختیم که نشان میدادند در ایده تیکی تاکا یا مالکانه پیش بینی برخی مسائل مهم صورت نگرفته یا آنچنان که باید به آن پرداخته نشده و سبب شده که این مدل بازی دارای پویایی و ثبات مورد انتظار از یک سبک نو نباشد. اما مربیانی مانند یواخیم لو و کلوپ با بهره گیری از دانش و هوش خود توانسته اند ورژن تازه ای از این سبک را ارائه کنند که به نوعی “باگ” های موجود در بازی مالکانه را برطرف کرده و سبک نوین و کارآمدتری پدید آورده اند. به عنوان مثال لوو در تیم ملی آلمان معمولا با در اختیار داشتن توپ و ایجاد کمربند هجومی در نیمه حریف بازی میکند و زنجیره های پاسکاری تشکیل میدهد اما در زمانهایی که تیمش روی حمله حریف توپ را باز پس میگیرد دلیلی نمی بیند که انتقال از فاز دفاع به حمله را با دادن پاسهای پرشمار و وقت گیر پشت سر بگذارد و تیم او بارها با دادن سه چهار پاس به دروازه حریف نزدیک میشود. همچنین کار پرسینگ در تیم آلمان معمولا از نیمه زمین و یک سوم میانی انجام میشود که در صورت به دست آوردن توپ فضای بیشتری دراختیار بازیسازهای تیم قرار میگیرد. لوو توانسته چالش بزرگ را پشت سر بگذارد و در تیم او مالکیت توپ ابزاری برای اجرای تاکتیک است ( بر خلاف تیمهایی مثل بارسلونا که خود مالکیت تبدیل به تاکتیک شده). تیم لوو چنان تاکتیکی و با برنامه است که در نبود همه مهره های اصلی هم همان کیفیت را ارائه میکند. درباره کلوپ داستان کمی پیچیده تر است. تیمهای او هم ورژنی از فوتبال مالکانه را بازی میکنند که توتال فوتبال سمفونیک هلندی دهه هفتاد میلادی (همه تیم رو به جلو در حمله و همه تیم رو به عقب در دفاع) را با همکاریهای سه و چهار نفره دهه نود در هم آمیخته و سبکی پدید آورده که ضمن انجام بازیهای شاداب و خلاقانه برای هر حرکت و هر لحظه هم دارای برنامه و تاکتیک تمرین شده است. در تیمهای او کار گروهی و اجرای تاکتیکها بسیار سریع انجام میشود یعنی یکی از ضعفهای بزرگ فوتبال مالکانه را به نقطه قوت تبدیل کرده است. اینگونه بود که دورتموند او چیزی فراتر از فوتبال به نمایش میگذاشت و تنها تیمی در جهان بود که توانست با بایرن افسانه ای هاینکس رقابت کند. لیورپول او هنوز برای رسیدن به آن سطح زمان نیاز دارد. اکنون باید دید آیا بایرن هم با کارلتو در فصل پیش رو نسخه به روز شده و بهبود یافته ای از بازی مالکانه را در دستور کار قرار میدهد یا قید بازی مالکانه را زده و به روش یوونتوس و آتلتیکو و تا حدی رئال مادرید ترجیح میدهد به جای داشتن توپ، فضا برای نفوذ و ضد حمله را در اختیار داشته باشد. نویسنده: کیوان . ف