تحلیل ها

تغییر سرمربی یا تغییر سبک ، کدامیک کارساز است؟

خبر برکناری کارلو آنچلوتی از سرمربیگری بایرن واکنش های انتقادی چهره هایی مانند افنبرگ و برمه را در پی داشت. برخی از هواداران هم با آوردن دلایلی آنرا نادرست و عجولانه دانستند و گروهی دیگر آنرا درست خواندند به نظر می رسد بیشترین نقد را میتوان در مهره چینی و ترکیب تیم در برخی از بازی ها بر او وارد دانست مانند فیکس بازی دادن های مداوم تولیسو که هنوز نتوانسته انتظارها را برآورده کند و همچنین تیاگو که با وجود دور بودن از آمادگی و اثرگذار نبودن در زمان های حساس همواره در ترکیب اصلی بود و گویا از سیستم چرخشی هم استثنا بود ، به کارگیری مارتینز در دفاع (که نیازی به تکرار نیست که او هافبک دفاعی است و در دفاع میانی کارایی ندارد) ، کم میدان دادن به سباستین رودی با وجود درخشش و سرانجام هم نیمکت نشینی هوملس در بازی حساس با پاریس.

آنچه که تصمیم باشگاه را نگران کننده تر میکند این است که هیچکدام از مربیانی که بتوانند بایرن را به روزهای اوج برگردانند در دسترس نیستند و بازگشت هاینکس تا پایان فصل هم بیشتر به رویا شبیه است تا یک گزینه در دسترس.
اما آنجلوتی از نظر تاکتیکی گام های رو به جلویی برداشته بود. او پس از یک سال توانسته بود شیوه حمله را از پاسکاری های وقت گیر و پرشمار عرضی و جمع شدن پشت هجده قدم حریف به بازی رو به جلو و استفاده از فضای طولی تبدیل کند و با چند لایه کردن خط هافبک و حمله و پیوستگی طولی میان آنها امکان اورلپ کردن و همکاری های سه نفره را فراهم کند که در بازی با ماینتس و شالکه به روشنی دیده شد و اینک به مرحله ای رسیده بود که باید سرعت در اجرای این شیوه را افزایش میداد چنانکه خود نیز پس از بازی با ولفسبورگ به آن اشاره کرد و نیاز به زمان ببشتر برای کارکردن روی سرعت تیمی داشت ، اما شیوه دفاع کردن هنوز نیاز به تغییر داشت و دارد. پیش از این در نوشته ای با عنوان “چالش های بازی مالکانه” اشاره کردم که در آنچه که سبک مالکانه خوانده میشود دفاع کردن به روش سراوندینگ یا دوره کردن انجام میشود به این ترتیب که چهار پنج بازیکن پیرامون بازیکن دارای توپ را می گیرند تا فورا توپ را از او پس بگیرند و ایراد این روش این است که تیم حریف می تواند با نزدیک کردن یک یا دو بازیکن به بازیکن دارای توپ و دادن دو پاس سریع پنج بازیکن تیم مالکانه را از جریان بازی خارج و از فضای به دست آمده استفاده کند. این پدیده چهار سال است که روی بیشتر گلهای خورده بایرن دیده میشود و البته آنچلوتی یا هر مربی دیگر نمیتوانست آنچه را که سه سال به تیم دیکته شده در یک سال کاملا اصلاح کند و نیازمند زمان بیشتر بود. به ویژه اینکه سرمربی پیشین با وجود بازی دادن بازیکنان در پست های غیرتخصصی ، دفاع شکننده ، شکست های سنگین در نیمه نهایی لیگ قهرمانان و …… تاپایان قرارداد سه ساله اش برکنار نشد که این خود نشان میدهد برکناری آنچلوتی چندان فنی نبوده است. آنچه که تصمیم باشگاه را نگران کننده تر میکند این است که هیچکدام از مربیانی که بتوانند بایرن را به روزهای اوج برگردانند در دسترس نیستند و بازگشت هاینکس تا پایان فصل هم بیشتر به رویا شبیه است تا یک گزینه در دسترس. شاید گفته شود توخل گزینه مناسبی است اما فراموش نکنیم او با اینکه از دانش بسیار بالایی برخوردار است از نظر توان کوچینگ و نتیجه گرفتن در بازی های حساس در سطح چندان خوبی نیست. همچنین سبک بازی که دنبال میکند تقریبا همانی است که بایرن در سالهای اخیر داشته و به مشکلاتی که گفته شد برخورد کرده است اگر قرار بر سرمربی موقت باشد میتوان به سانیول هم زمان داد. او در نخستین آزمون خود برابر هرتابرلین هر چند ایرادهایی به ویژه در تعویض ها داشت اما نکته های امیدوار کننده ای مانند بازگرداندن مارتینز از دفاع به هافبک دفاعی را هم نشان داد پی نوشت ۱ : امیدوارم آنچلوتی به تیم های رقیب نرود وگرنه در رویارویی با بایرن میتواند انتقام سختی بگیرد و شاید تراژدی چهار بر صفر سال ۲۰۱۴ تکرار شود پی نوشت ۲ : امیدوارم رویکرد مدیران بایرن در گزینش سرمربی تازه، در راستای بازگشت به هویت بایرن باشد نه در راستای ادامه سبک هایی که با آنها بیگانه است و کارآمد نبودن آنها بارها دیده شده نویسنده : کیوان – ف