تحلیل ها

اصالت گمشده، حلقه مفقود این روزهای بایرن

بی شک مهم ترین عامل بزرگی تیم های سطح اول اروپا،داشتن فلسفه و سبک مشخص در تاریخ انها بوده است.گهگاه این چند باشگاه تا حدودی از فلسفه و اصالت خود دور شده و باز به ان برگشته اند.اما با نگاهی به افتخارات باشگاه های بزرگ به وضوح مشخص است که هر زمان این تیم ها به اصالت و فلسفه ی خود نزدیکتر بوده اند عملکردشان موفق تر بوده است.برای مثال بارسلونا اولین بار همراه با یوهان کرایفی که خود بخشی از اصالت بارسا بود قهرمانی اروپا را تجربه کرد و بعدها،به همراه انریکه و پپ که با فلسفه ی بارسا اشنا بودند موفق به فتح سه گانه شد.با نگاهی به دوران درخشش میلان نیز به نظر میرسد میلانی ها بهترین دوران خود را همراه کارلتو و کاپلو که به خوبی با فلسفه ی میلان اشنا بودند سپری کردند یا یووه بهترین سالهای خود را با لیپی تجربه کرد.

شاید بایرن پپ و کارلتو و یا حتی تراپاتونی بسیار پر مهره تر از بایرن هیتسفیلد و یا هاینکس و حتی بکن باور به نظر میرسید اما دقیقا اوج درخشش بایرن همراه با هیتسفیلد که خود زاییده ی مونیخ است و یوب هاینکس که یک بایرنی اصیل به شمار میرود رقم خورد
همچنین منچستریونایتد پس از فرگی علیرغم هزینه های گزاف و سنگین تا کنون نتوانسته موفقیت های خود را تکرار کند.حتی غول مادرید نیز که از همان ابتدا فلسفه ی سرمایه داری را در سیاست خود داشت هرزمان که کهکشانی تر و پر ستاره تر بوده عملکرد بهتری داشته است.مادریدی ها در این چند سال تیم پر ستاره ای داشتند و مربیان بزرگی را استخدام کردند اما بازهم بهترین دوران انها همراه با زیدان که خود با ماهیت مادرید اشناست رقم خورد.بی شک بایرن نیز از این قضیه مستثنی نبوده است.شاید بایرن پپ و کارلتو و یا حتی تراپاتونی بسیار پر مهره تر از بایرن هیتسفیلد و یا هاینکس و حتی بکن باور به نظر میرسید اما دقیقا اوج درخشش بایرن همراه با هیتسفیلد که خود زاییده ی مونیخ است و یوب هاینکس که یک بایرنی اصیل به شمار میرود رقم خورد.حال بایرن در این چند سال علیرغم هزینه های زیاد و بستن تیمی پر ستاره و به کار گیری مربیان روز دنیا،موفقیت چندانی در سطح اروپا کسب نکرده است.در چند فصل گذشته در بهترین حالت سه یا چهار بازیکن المانی در ترکیب حضور داشته اند، در حالیکه بایرن فاتح سه گانه یا بایرن هیتسفیلد شش یا هفت المانی در ترکیب خود میدید و بازیکنانی نظیر تونی کروز و شوانی و بداشتوبر و کلوزه و پودولسکی و گومز جای خود را به بازیکنان خارجی نظیر الونسو و تیاگو و مانژوکیچ و اولیچ و داگلاس کاستا و رناتو سانچز دادند.این هزینه های فاقد موفقیت شاید بازهم بایرن را به اصل خود برگرداند.به راستی ایا بایرن با ترکیبی المانی تر و مربیانی نظیر یواخیم لوو ،یورگن کلوب و یا حتی توماس توخل دوست داشتنی تر و موفق تر نخواهد بود؟ ایا واقعا انگیزه ی کلوب ،توخل و یا حتی یواخیم لوو برای فتح افتخارات باشگاهی بیشتر از کارلتوی باسابقه و پرافتخار نیست؟ ایا مدیران بایرن حاضرند پس از کارلتو به سراغ کسی بروند که با فلسفه ی بایرن بیشتر اشنا باشد یا بازهم سراغ مربیان اسم و رسم دار و پر افتخار اروپا خواهند رفت؟پاسخ این پرسش ها هر چه که باشد در هر صورت این بایرن از اصل و فلسفه ی خود فاصله دارد محمد معین ملکی